مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

971

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1295 ] فصل [ نهم ] : اندر بثور رحم وى از خون ردى يا از صفرا كه مخلوط به خون بود پديد آيد . و اين بيشتر در فم رحم افتد . و علامت او آن است كه به مس انگشت محسوس شود و چون قبل را بگشايند و فم رحم را ملاحظه نمايند ، منظور گردد و باشد كه خارش كند . علاج : فصد باسليق كنند و جهت تسكين صفرا ، شربت نارنج و سكنجبين و شيرهء خرفه و كشك جو دهند . و غذا ، آش غوره و سماق و مانند آن فرمايند . پس اگر بثور ظاهر بود ، مرهم اسفيداج يا مرهمى كه از گل سرخ و طين قيموليا و خبث الفضه و مرداسنگ و سپيدهء ارزيز و موم سپيد و روغن گل ساخته باشند بر جوششها طلا نمايند تا كه ماده خشك شود و لذع ساكن گردد . و اگر بثور ظاهر نبود ، همين ادويهء مذكوره را به آب لسان الحمل و روغن گل و شير زنان حقنه كنند در رحم . [ 1296 ] فصل [ دهم ] : اندر ثآليل رحم شناختن او به طريقهء شناختن بثور بود . علاج : تنقيهء بدن نمايند به مطبوخ افتيمون يا به حبّ اياره و از اغذيه كه محدث خلط غليظ بود احتراز فرمايند و روغن سوسن و روغن دانهء شفتالو دايم بمالند و به طبيخ بابونه و اكليل الملك و حلبه و تخم كتان نشانند . و بايد كه مريضهء مذكوره به همين طبيخ آبدست [ يعنى استنجاء ] مىكرده باشد بعد از فراغ بول و هروقت كه خواهد .